پدر دختر: خب شما مشغول به چه کاری هستید؟
پسر: کارگزار بورسم!
پدر دختر: خودتون هم سهام دارین؟
پسر: نخیــــــــر! به بقیه می ندازم!
چه بقال صادقی
دمش گرررررماگه من جای بابای دختر بودم حتما این آدمو به دامادی قبول می کردم! بخاطر صداقتش
خب بعدش چی شد؟
این پست مثل فیلم های اصغر فرهادیه!مخاطب خودش باید آخرشو بسازه!یا بخاطر صداقتش خوششون میاد یا بیرونش می کنن...دسته گلش هم پرت می کنن تو صورتش یه فش هم میزنن تنگش!!!
بابا جرعتتتتتتتتتایول به این مرااااامممم
باید بخاطر صداقت بهش دختر بدن...والا...همه ی کارگزاران بورس همین طور با مرامن!
زرشکــــــــــــــــــــــ چه اصغر فرهادی هم شده واسه من حالا! از قدیم گفتن آدم رو سگ بگیره جو نگیره!
حسود خان!چیه؟ چش نداری ببینی پا تو کفش اصغری کردم؟ نه ببخشید فرهادی!از اون قدیم نوشتت هم می گذرم...حسادت کورت کرده!
چه بقال صادقی
دمش گرررررم
اگه من جای بابای دختر بودم حتما این آدمو به دامادی قبول می کردم! بخاطر صداقتش
خب بعدش چی شد؟
این پست مثل فیلم های اصغر فرهادیه!
مخاطب خودش باید آخرشو بسازه!
یا بخاطر صداقتش خوششون میاد یا بیرونش می کنن...دسته گلش هم پرت می کنن تو صورتش یه فش هم میزنن تنگش!!!
بابا جرعتتتتتتتتت
ایول به این مرااااامممم
باید بخاطر صداقت بهش دختر بدن...والا...همه ی کارگزاران بورس همین طور با مرامن!
زرشکــــــــــــــــــــــ چه اصغر فرهادی هم شده واسه من حالا!

از قدیم گفتن آدم رو سگ بگیره جو نگیره!
حسود خان!
چیه؟ چش نداری ببینی پا تو کفش اصغری کردم؟ نه ببخشید فرهادی!
از اون قدیم نوشتت هم می گذرم...حسادت کورت کرده!