زمان بچگی ما هر وقت توی تلویزیون بادکنک نشون میداد، توی هوا بود، یه نخ بهش بسته شده بود و سر دیگه ی نخ توی دست بچه بود!
همیشه آرزو داشتم بادکنک من هم خودش بره بالا!
امروز توی مغازه، آرزوی بچگی خودمو توی دست یه بچه دیدم!
ولی بچه هه عین خیالش هم نبود که بادکنک، خودش رفته بالا!
یه حالی شدما
آخه این آرزوی بچگی منم بود
be webe man sar bezanid
اجازه بچه ها ،اگه این خانم میذاره دست بزنم من میرم
شما زحمت نکشید
میرزای عزیز ...جالب بود مرسی
لطف دارید!