روزی که این شعر به خاطرم اومد، هی منتظر بودم که یه مناسبتی بشه که در وصف حال خودم بخونمش
"یار ما چون گیرد آغاز سماع ؛ قدسیان در عرش دست افشان کنند"
الان مدتها از اون روز گذشته....دیدم ممکنه حالا حالاها یار ما نگیرد آغاز سماع ... گفتم بنویسمش شاید به کار کسی اومد!
جناب میرزا خان خیلی خوش آمدین
قدم رنجه فرمودین
مشعوف شدیم!
لطف عالی مستدام!
سلام علیکم
چه خوبه ک خودمون برا خودمون کامنت میذاریم!!
خورشید سایه نداره، وگرنه الان باید میگفتم سایه تون کم نشه!!
سپاسگزارم ای شیر غرّان!
از همکاری با شما خوشوقتم!
قربونت،ولی من میو میو هم نمیکنم چه برسه به غرش،الکی جو نده جون داداش